مراد على شمس

666

با علامه در الميزان ( فارسى )

دعاكردن قرار داده است . « 1 » س 646 - در آيهء شريفهء « أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ . . . » « 2 » مراد از اجابت مضطر وقتى كه او را بخواند ، چيست ؟ و چرا قيد اضطرار را آورده است ؟ ج - مراد اين است كه خدا دعاى دعاكنندگان را مستجاب و حوائج‌شان را برمىآورد ، و اگر قيد اضطرار را در بين آورد براى اين است كه در حال اضطرار ، دعاى داعى از حقيقت برخوردار است و ديگر گزاف و بيهوده نيست ؛ چون تا آدمى بيچاره و درمانده نشود ، دعاهايش آن واقعيت و حقيقت را كه در حال اضطرار واجد است ندارد ؛ و اين خيلى روشن است . در آيهء شريفه قيد ديگرى [ نيز ] براى دعا آورده و آن اين است كه فرموده : « إِذا دَعاهُ - وقتى او را بخواند » و اين براى آن است كه بفهماند خدا وقتى دعا را مستجاب مىكند كه داعى ، به راستى او را بخواند ؛ نه اينكه در دعا رو به خدا كند و دل به اسباب ظاهرى داشته باشد و اين وقتى صورت مىگيرد كه اميد داعى از همه اسباب ظاهرى قطع شده باشد . پس اگر دعا صادق بود ؛ يعنى خوانده شده فقط خدا بود و بس ، در چنين صورتى خدا اجابتش مىكند و گرفتاريش را كه او را مضطر كرده بر طرف مىسازد . « 3 » س 648 - منظور از اينكه در روايات بدين مضمون آمده است كه ، « دعا قضاى مبرم و حتمى را برمىگرداند » چيست ؟ ( بحث روايتى )

--> ( 1 ) . الميزان ؛ ج 2 ، ص 41 - 42 . [ با اندك تصرف ] ( 2 ) . سورهء نمل ، آيهء 62 . ( 3 ) . الميزان ؛ ج 15 ، ص 545 . [ با تصرف ]